عبد الجليل قزوينى رازى

596

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

البيت روا نباشد كه بر عرش خداى باشد ، و نه در كتب انبيا ؛ امّا نام صحابه در كتب اثبات مىكند اگر شرمى بداشتى مگر دست از تمنّاى محال بداشتى ، و با حق صلح كردى و باطل بگذاشتى . اما آنچه گفته است كه : « مشابهت دارند بجهودان و گويند : ما ببهشت شويم و ديگران نشوند » . جوابش آنست كه معلومست همهء عقلا را كه ببهشت يا بتفضّل خدا شوند يا بايمان و طاعت خويش ، يا بشفاعت انبيا و مصطفى و ائمّهء هدى ؛ و قسمت بيش ازين نيست و به حمد اللّه و منّه ناصبيان و خارجيان را ازين هيچ نصيب نيست اوّلا بفضل خدا چگونه طمع دارد آنكس كه خداى را به دنيا ظالم و كفرآفرين خوانده است ، و بطاعت خود چگونه اميد دارد كه جزا بر عمل نگويد ؛ و روا دارد كه با هزار ساله طاعت مرد هالك باشد و با هزار ساله معصيت مرد ناجى باشد ؛ كه خداى تعالى مالك الملك است ، و بشفاعت انبيا چگونه اميد دارد كه بر هريكى بمعصيتى گران گواهى داده است از آدم تا بمسيح مريم عليهم السّلام ، و بشفاعت مصطفى چگونه اميد دارد كه او را كافر بچه خوانده است و پدر و مادرش را پيش از فرعون و هامان بدوزخ فرستاده است « 1 » و او را شكم « 2 » شكافته و از كفر و نجاست شرك بشسته است « 3 » و بر زن زيد حارثه عاشق كرده ، پندارم بقيامت شرم دارد از وى ، و بشفاعت ائمّه خود ايمان ندارد « 4 » و ايشانرا به چندين « 5 » تهمت ياد كرده چنان كه « 6 » اين مصنّف مجبّر درين كتاب « 7 » پس چون خواجه ناصبى را در آن بهشت بدان فراخى جاى « 8 » نيست و نخواهد بودن بايد كه قسمت در باقى نهد كه خواهد بودن ، بايد كه قسمت آنكس باشد كه جزا بر عمل گويد ،

--> ( 1 ) - ع م ب ن : « فرستاده‌اند » . ( 2 ) - ب « اشكم » و در آنندراج گفته : « اشكم بكسر اوّل و فتح ثالث ( فارسى ) بمعنى شكم ، شاعرى در هجو گفته : اشكمش آمد فراخ او را ز بطن مادرش * شور پشتى دارد از پشت پدر آن بدلجام ( نقل از فرهنگ انجمن‌آراى ناصرى ) » . ( 3 ) - ع م ب ن : « بشسته‌اند » ح د : « بشسته » . ( 4 ) - ع م ب ن : « ندارند » . ( 5 ) - ع : « بچندينى » . ( 6 ) - ع م ن : « كه » ب هيچ يكى را ندارد . ( 7 ) - ح د باضافهء : « آورده » . ( 8 ) - ح د : « وجبى جاى » .